سلام
خیلی زیباست که رویاهات به
حقیقت بپیونده
اما لعنت به اون بخت سیاهی که
تمامه این کار ها را به هم بزنه
دوستانم شاید من دیگه نتونم
این وب را آپ
کنم
اما قصه عشق من این راه را ادامه میده
برام دعا کنید
امضاء:"اشک قاصدک"

به نام آفریننده زیبا ترین حس یعنی تنهائی
امروزه فقط میتونید برا کم کردن درد و رنجتون به سراغ تنهائی برید
همون کاری که من میکنم اما برا من دردمو
زیاد میکنه
فرصت ها را دارم از دست میدم
و کسی خبر نداره
فرصت برا بالا رفتن و
رسیدن به نوری که
تمام درون تاریکم رو
زیبا کنه
دیگه برام تمام شد

امضاء:"اشک قاصدک"
سلام انگار خیلی دیر اومدم
خوب دیر منو فرستادن
دیگه برا زندگی کردنم
خیلی دیره
اونائی که مدتی پیش
از من جلو زدنو رفتن
برا خودشون قصه ها جا گذاشتند
اما اگه من برم چی میتونم
به یادگار برا همه قاصدک ها جا بزارم که
بتونن از من هم یادی کنن
...................
...........
......
....
...
..
.
می دونید هیچ کس دلش نمی خواد که زود قصه عشق خودشو ترک کنه اما
من باید اینکار را کنم
دست نوشته هائی از یه قاصدک سفر کرده
به خط اشک قاصدک

به نام آفریننده تنهائی زندگی
سالها به دنبال یک زندگی بی دردسر بودند
اما هیچ وقت به اون نرسیدند
خیلی ساده اومدند
و
خیلی ساده ما را ترک گفتند
به کسی نگفتند که به دنبال چه هستند در این دنیا
از اومدنشون با خبر بودند
اما...
اما از رفتنشون کسی خبر نداشت
شاید به دنبال عشق اومدند
به اونا رسیدند
ولی
بدون اونا رفتند...
وقت اومدنشون خیلی ها
اونو میشناختند
اما وقت رفتنش کسی اونو نشناخت
و اون به صورت یه ناشناس
از کنار ما بس سروصدا رفتند تا ما را از
خواب غفلت بیدار نکنن...
قاصدک
به اونی که اون بالاست قسم
که من بی تو اینم
هر چه زودتر برگرد کنارم
چون دیگه جونی توی بدنم نمونده تا
انتظارت را بتونم بکشم
امضاء:"اشک قاصدک"

به نام آفریننده بی وفائی
سلام به همه قاصدک های آشنا و غریبه
این قصه را قاصدک دوست خوب
من برام هدیه آورده
لطفا بخونید
:"پسری عاشق دختر نابینائی شده بود
این دوست داشتن ادامه داشت
تا اینکه یه روز دختر از پسر سئوال میکنه
آرزوت توی این دنیا چیه؟
پسر میگه آرزوم اینکه
خدا هروز به من عمر بده تا بتونم ترا ببینم
دختر زد زیر گریه
پسر علت را ازش سئوال کرد
گفت آرزو منم همینه
پسر گفت مطمئن باش که یک روز به این آرزوت میرسی
دختر لبخندی زد و با هم خداحافظی کردند
...................
..............
...........
........
.....
....
...
..
.
بعد از چند هفته دوباره با هم قرار گذاشتند
دختر خوشحال و شتابان به امید دیدن
عشقش به سر قرار رفت
بعد از مدتی انتظار
پسری نابینا از پشت اونو به اسم صدا کرد
روشو برگردوند با لحنی نفرت انگیز سئوال کرد
شما؟
..؟...پسر جواب داد چطور عشقتو فراموش کردی
گفت پس تو همونی
پسر با لبخندی اروم جواب داد
آره
دختر گفت پس تو که کوری و من دیگه دوستت ندارم
و راه رفتن رو پیش گرفت
پسر گفت تو که داری میری ولی
من یه خواهشی از تو دارم
اونم اینکه مواظب چشمام باش
."ممنونم که مطالعه کردید
.راستی نیمه شعبان
روز ولادت آقا و منجی
آخرالزمان را به تمام مسلمانان
جهان تبریک عرض می کنم.
امضاء:"اشک قاصدک"


اگر روزی به آخرین وداعیم با
تو به فکر نشینم مرا عذابی کشنده فرا گیرد
قاصدک الآن خبری از تو ندارم
مرا هر دم در این دنیای فانی
تنها گذاردی آن هم
با وجودی به نام
قصه عشق
ندائی به همراه نسیم صباح برایم سر ده تا بدان که در چه زمانی به پیشم
بر میگردی نکند که وقت مرگ به پیشم باز آئی
دلم تنگ است تنگ آن زمانی که تو را در کنار
خود داشتم و با تو احساس
بی نیازی از این مردمان
بی احساس میکردم
مردمانی که مرا از خود برای همیشه
راندند......
به که گویم زندگی
تلخم را در میان اینان
باز آی به کنارم
باز آی
باز آی...
از طرف دوستدارت
امضاء:"اشک قاصدک"
سلام
فرا رسیدن مبعث
پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی(ص)
و همچنین
ولادت آقام و سرورم دومین
اختر تابناک آسمان امامت
امام حسن مجتبی(ع)
را به تمام مسلمین
جهان تبریک عرض
می کنم.
امضاء:"اشک قاصدک"



